وفای به عهد مسئولان و تقویت انسجام ملی

امیرالمومنین علی (ع): وَ لا تَقولَنَّ اَنا مُوَمِّرٌ آمِرُ فَاطاعُ فَاِنَّ ذالِکَ اِدغالٌ فی القَلبِ وَ مَنهَکَهٌ فی الدّینِ وَ تَقریبٌ مِنَ الغِیَرِ نامه ۵۳

ترجمه: و نباید بگویی که چون من امیر (حاکم و رئیس و مدیر) هستم وظیفه ام دستور دادن است پس (وقتی) دستور می دهم باید مورد اطاعت قرار گیرم (و همه باید آن را بپذیرند). مطمئن باش که چنین تصوری (خوی و خصلت و منطقی) فساد و دغلی را بر قلب القا می کند و (عامل) هلاکت و تباهی برای دین بوده و (نشانه) نزدیک (مواجه) شدن با تغیر و دگرگونی (حاکمیت تو می باشد).

     فرمان امیر المومنین علی(ع) به جناب مالک اشتر به عنوان متولی امور مردم و حاکم جامعه مبنی بر اجتناب از خود پسندی و خود برتربینی، حاکی از عمق تخریب و تاثیر گذاری منفی این خصلت ناپسند در حوزه حکومتی و مدیریتی می‌باشد و قطعا بسیار فراتر از زشتی یک خصلت در حوزه فردی است.

     تجربه مدیریتی حاکی از آن است که یکی از آفات خطرناک مدیریتی و حکومتی این است که مدیران  ممکن است به جهت مقام و اختیاراتی که دارند و با استفاده از آن؛ پایگاه و قدرتی که بدست می‌آورند، دچار عارضه خود بینی، خود محوری و در نهایت دیکتاتوری و خود کامگی شوند. مدیرانی که گرفتار چنین بیماری  می‌گردند، برای کسب قدرت هر چه بیشتر به هر وسیله ای متوسل شده و هر رقیبی را از میان بر می‌دارند و خود را معیار همه چیز تلقی کرده و غیر از حرف و خواسته خودشان، هیچ چیز و هیچ کس و هیچ سخنی را نمی‌پذیرند. در چنین شرایطی همه چیز، حتی ارزش‌ها نیز در پای منافع شخصی آنها ذبح می‌گردد. غرور قدرت چنین مدیرانی را سرکش و بی محابا کرده، همه چیز و همه کس را برای خود می‌انگارند.

     بی تردید، حاکمیت و مدیریت مبتنی بر عجب و خود پسندی، به طور مسلم پی آمدها و عارضه ها اجتماعی و سازمانی ویرانگری را بدنبال خواهد داشت. حاکم و مدیر خود پسند هرگز قدرت پذیرش و تحمل انتقاد را به جهت از خود راضی بودن نداشته و همواره دوستار تعریف و تمجید از کارهای خود می‌باشد، در نتیجه فضا برای تملق و چاپلوسی باز شده و سفله پروری رایج می‌گردد. در چنین جوّی، بی عدالتی و ستمگری در زیر لوای شعارهای خوش آب و رنگ، جا خوش می‌کند چرا که محصول آن به قایل شدن به حقی برای مدیر و حاکمی ‌می‌شود که جز فزون خواهی و فزون طلبی نامی ‌بر آن نمی‌توان نهاد و هر اقدامی‌ را برای خود جایز می‌شمارد و خود را فراتر از قانون و مقررات می ‌انگارد و با توهم خود برتری هیچ سخنی به غیر از حرف وی شنیده نمی‌شود و به قول معروف سازمان و جامعه تک صدایی می‌گردد که سرانجامش دیکتاتوری و خود رایی و در نهایت نابودی است که سرنوشت قطعی استکبار می‌باشد. چرا که مَن استَبَدَّ بِراَیِهِ هَلَکَ (حکمت ۱۶۱).

     بیان امیر المومنین علی(ع) در منشور حکومتی خود برای پیشگیری از این عارضه است که مدیر اسلامی‌با اعتقاد به این که مدیریت وی در یک سلسله مراتب قرار گرفته و او باید در مقابل مافوق خود و نسبت به وظیفه اش پاسخگو باشد و فراتر از آن عظمت خداوند متعال را همواره به خاطر آورده و از احساس برتری مقامش، خوی و خصلت خودپسندی و غرور بر وی دست ندهد تا از این خطر بزرگ به سلامت نجات پیدا کند.

     همچنین آن حضرت راه برون رفت از این خطر و خلاصی از این مهلکه را نیز نشان داده و می فرماید: وَ اِذا اَحدَثَ لَکَ ما اَنتَ فیهِ مَن سُلطانِکَ اُبُّهَهً اَو مُخَیِّلَهً فَانظُر اِلی عِظَمِ مُلکِ اللّهِ فَوقَکَ وَ قُدرَتِهِ مِنکَ عَلی ما لا تَقدِرُ عَلَیهِ مِن نَفسِکَ ( نهج البلاغه، نامه ۵۳ ) یعنی؛ و زمانی که قدرت و مقام و جاه و منزلتی که داری، خیال بزرگی و هیبت برای تو (خودبینی و سر کشی و کبر و غرور) به وجود آورد، به بزرگی و فراگیری قدرت خداوند که (بسیار) فراتر و برتر از منزلت توست و همچنین به آن چه که از قدرت او که ترا توانایی آن وجود ندارد، بنگر و توجه کن و باز هشدار می دهد که: اِیّاکَ وَ الاِعجابَ بِنَفسِکَ وَ الثِّقَهَ بِما تُعجِبُکَ مِنها (نهج البلاغه، نامه ۵۳) یعنی؛ (ای مالک و ای کسی که به عنوان مدیر و حاکم اسلامی، مدیریت و حاکمیت می‌کنی) عُجب و خود پسندی و تکیه کردن بر آنچه تو را به سمت آن (کبر و غرور) سوق می‌دهد پرهیز کن و برحذر باش

نویسنده: دکتر ابوالقاسم مردمی، عضو مرکز غیردولتی ارتقای سلامت اداری

برچسب ها