مشروح سخنرانی دکتر فرشاد مؤمنی در همایش بزرگداشت امیرکبیر ۱۳۹۸

با عرض سلام و احترام به همه­ی حضار گرامی و با سپاس از بانیان خیر برپایی این جلسه و با ابراز امید که تلاش­‌های سازمان‌یافته دوستان در ماجرای مبارزه با فساد در ایران ان‌شاءالله دستاوردهای هرچه بیش‌تری را در آینده داشته باشد.

استاد ارجمند جناب آقای دکتر جعفری فرمودند هدف این نشست حرکت به سمتِ ایجاد یک جبهه‌­ی مشترک برای مبارزه با فساد است، مطلبی که بنده می­‌توانم در این مسیر تقدیم دوستان کنم با آرزوی این­که تلاش­‌های ایشان منشأ خیر و اثر باشد این است که امروز در عرصه‌­ی دانش توسعه تقریباً یک توافق عمومی وجود دارد درباره این­که هر کوششی برای تحقق هر هدفی مستلزم در اختیار داشتن دو گروه عمده از دانایی‌­ها است، این دو گروه  عمده از دانایی‌­ها عبارت‌اند از:

  1. شناخت بنیان­‌های اندیشه­‌ای شکل‌دهنده وضع موجود، مثلاً در مبارزه با فساد اگر ما واقعاً می­‌خواهیم یک کار جدَی انجام بدهیم، گام نخست این است که باید ببینم شرایطی که گستره و عمق فساد در ایران را از حدود متعارف به دربرده و تبدیل به یک مسئله فراگیر نموده روی کدام بستر اندیشه‌­ای استوار است؛
  2. گروه دوم از دانسته­‌ها هم صورت­‌بندی چارچوب اصلی وضع مطلوب است. دوستانی که در مورد ماجرای توسعه و توسعه‌نیافتگی در ایران کارکرده‌اند می‌دانند که گره معرفتی ما در آن زمینه دوم به مراتب جدَی­‌تر و شدید­تر از آن اولی است، یعنی ما در طول تاریخ خودمان درباره این­که چه اوضاعی را نمی‌­خواهیم، به­ طور نسبی با سرعت بیش‌تری به جمع‌بندی می‌­رسیم، اما وقتی ­که نوبت به استقرار وضع مطلوب می­‌رسد، به دلیل بحرانی که در آن زمینه‌داریم، حتَی روی نکات اولیه‌­ای آن­ه م توافق نداریم. تقریباً بخش اصلی کوشش‌هایمان به حذف و خنثی کردن یک­دیگر صرف می­‌شود. ما الان کارهای درخشانی در این زمینه‌ داریم که می­‌تواند مددکار باشد. از جنبه معرفتی مثلاً در یکی از درخشان­‌ترین آن­‌ها یک مطالعه‌­ای شده از برآمدن صفویه، نویسنده این کتاب تا دولت دوم مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی را بررسی کرده، در این دوره تقریباً چهارصدساله آن مطلبی را که مشاهده نموده این بوده که ایرانی­‌ها دائماً در مواجهه با وضع نامطلوب موجود با همه اختلاف دیدگاه و اختلاف منافع‌ای که داشتند، روی برهم‌­زدن وضع موجود با همدیگر تفاهم کردند؛ بعد وقتی‌که نوبت به استقرار وضع مطلوب رسید ، به دلیل این­که کار اندیشه‌­ای بایسته‌­ای درباره آن صورت نگرفته، تعارض­‌ها، تخاصم‌­ها و حذف یک­دیگر شروع می­‌شود؛ و همیشه این ­طور بوده که وقتی به این مسئله می­‌رسند، دوباره همه مناسبات دست به دست هم می‌­دهند و وضعیتی را پدید می­‌آورد بدتر از آن وضعیتی که به خاطرش همه باهم متحد شده بودند.

برای این­که ما در مسیر مبارزه با  فساد به عنوان یک مؤلفه از مجموعه مؤلفه‌هایی که ماجرای توسعه و توسعه‌نیافتگی را رقم می‌زند در ایران جلو برویم بایستی اول کاری که می­‌کنیم این باشد: آن­چه را که بارها آزموده شده در معرض آزمون دوباره قرار ندهیم. در این­جا مطلبی را که بنده تقدیم دوستان می­‌کنم این است که ما ابتدا بایستی تکلیف­مان را با مفهوم روشن کنیم، شاید اگر فرصت بود بنده برای شما توضیح می‌­دادم که چه ­قدر ابهامات برای مفهوم وجود دارد، زمانی که بنده در نخست‌وزیری بودم و قبل از این­که آقای دکتر جعفری وزیر بازرگانی شوند دوست بسیار عزیز دیگری وزیر بازرگانی بودند، حراست مجموعه، یکی از نزدیکان ایشان را در حین ارتکاب جرم دستگیر کرده بودند، خدا رحمت کند آقای عسگراولادی باور نمی‌­کردند این اتفاق را و فرمودند ایشان را بیاورید خودم با ایشان صحبت کنم. آن آقا که از دوستان و هم‌رزمان سابق آقای عسگراولادی بودند را خدمت ایشان آوردند، آقای عسگراولادی از آن شخص سؤال کردند آیا واقعاً شما این کار را انجام دادید؟! و رشوه گرفتید؟! آن آقا گفتند اشتباه شده این رشوه نبوده!! هبه بوده و سوءتفاهم شده!! توجه فرمایید، آن­قدر پیچیدگی­‌ها در صورت‌­بندی مفهومی فساد وجود دارد که بسیاری از متفکران بزرگی که در این عرصه کارکرده­‌اند این­ را احاله داده‌­اند به برنامه‌­های خاص و می­‌گویند که ما نمی­‌توانیم به یک تعریف جامع و مانع از فساد دست پیدا کنیم، به دلیل شدت پیچیدگی­‌هایی که دارد. به هر حال، بحث بر سر این است که هدیه زبان‌شناس‌ها به دانش توسعه این است که می‌­گویند مفاهیم کلیدی و سرنوشت‌­ساز را بایستی بسیار عمیق مورد بررسی قرارداد، دلیلش این است که می‌­گویند هر درکی از یک مفهوم کلیدی که هویت جمعی پیدا کند آن سقف قابلیتِ امکان‌­پذیری تحقق آن مفهوم را حد می­زند، یعنی اگر ما یک جامعه عاری از فساد و پاک را می­‌خواهیم بایستی تکلیف­مان را خیلی عمیق با مفاهیم مستقیم و حاشیه­‌ای مرتبط با آن روشن کنیم.

بعد از این­که تکلیف­ در این زمینه روشن شد، نوبت به صورت­‌بندی نظری مسئله می­‌رسد. توجه داشته باشید که نظریه‌پردازی بنیان اصلی تمدن‌­سازی است. متأسفانه در مملکت ما که همه چیزهای خوب­ را به راحتی می‌­توان تخطئه کرد، فکر نظری را هم به طرز غیرمتعارفی تخطئه می­‌کنند. اساساً در چارچوب فهم نظری است که شما می­‌توانید بفهمید در هر موضوع یا مسئله‌­ای چه چیزهایی به چه چیزهایی مربوط است و چه چیزهایی به چه چیزهایی مربوط نیست. ما در زمینه مطالعات فساد در ایران در این زمینه هم با دشواری‌­های بسیار جدی روبه‌رو هستیم، هم به دلیل ماهیت بین‌رشته‌ای و فرارشته­‌ای فساد و هم به خاطر غیر شفاف و غیرعریان بودن آن.

بنابراین، خیلی از متفکران حوزه توسعه وقتی با این مسئله روبه‌رو شده‌­اند می­‌گویند به ویژه در زمینه مبارزه با فساد برای این­که ما بتوانیم یک فهم ارزشمندِ عالمانه‌­ی نظری پیدا کنیم، ناگزیر باید برویم و نشانه‌شناسی کنیم. در این زمینه در همین حد محدودی که بنده توفیق داشتم کارکرده‌­ام در واقع متفکران بزرگ می‌­گویند مناسبات مبتنی بر فساد از هفت زاویه نشانه‌شناختی قابل ارزیابی است. به ­طور مثال، در حیطه اقتصاد شاید بزرگ‌ترین متفکری که در این زمینه در سطح دنیا کارکرده و یک دانشنامه فساد اقتصادی هم تحت دبیری ایشان جمع‌آوری گردید، خانم سوزان رّز اکرمن (Susan  Rose-Ackerman) ایشان در آن کار درخشان خودش به نام “فساد و دولت”، در آن­جا می­‌گوید هر کجا فساد دیدید این را نشانه منکوب شدن و منزوی شدن گرایش­‌های تولیدی بدانید، تعبیر ایشان این است: فسادهای گسترده نشان‌دهنده ناتوانی فراگیر یک نظام سیاسی اجتماعی برای بهره‌برداری از انگیزه‌­های نفع شخصی در جهت مقاصد تولیدی است. حالا این برای خودش چه ماجرایی دارد و اگر ما از این دریچه وارد شویم چه­ قدر شواهد تکان­‌دهنده در این زمینه می­‌توانیم پیدا کنیم؛ خودش ماجرایی است. اما اجمالاً اگر از ما سؤال شود که آیا اوضاع تولید در ایران به­ سامان هست؟ تقریباً با اکثریت قاطع همه خواهند گفت نه، و اگر گفتند نه؛ می­‌گویند همزاد مناسباتی که در تولید پاداش داده نمی‌­شود این است که شما باید گستره و عمق هرچه بیش‌تری از فساد را مشاهده کنید.

مشابه این مسئله، به­ طور مثال، در بین متفکران توسعه سیاسی هم مطرح است. یکی از کارهای کلاسیک در این زمینه  کار هانتینتون (Huntinton) هست که به زبان فارسی به ­نام “سامان سیاسی” انتشار پیدا کرده ، در آن­جا هانتینتون می­‌گوید فساد گسترده نشان‌­دهنده بحران مشارکت در فراینده‌­های اقتصادی و سیاسی است. حالا ما از این زاویه اگر این پرسش را مطرح کنیم که آیا ایران با بحران مشارکت روبه‌­رو هست یا نه ، با بی‌­شمار مقیاس می­‌توان نشان داد آری. ماجرا این ­طور است که اگر ما در کلی‌­ترین حالت، مشارکت را به دو قسمت مشارکت سیاسی و اقتصادی تقسیم کنیم، در آن­جا خواهیم دید که تمام علائم شرایطی که ما می‌­توانیم اسمش را بگذاریم بحران مشارکت، قابل‌ مشاهده است؛ مثلاً از جنبه اقتصادی داده‌­های سرشماری­‌های ۱۳۶۵ تا  ۱۳۹۵ به ما می­‌گوید: در این دوره با این­که ایران بی­سابقه‌­ترین سطوح برخورداری از درآمدهای ارزی را در تاریخ اقتصادی کشور تجربه نموده، بین حدود شصت‌ تا شصت­‌وپنج درصد جمعیت در سنین فعالیت در اقتصاد ایران با دلایل و معاذیر موجه و ناموجه قادر به دستیابی به فرصت شغلی نبوده‌­اند! یعنی دو سوم جمعیت در سنین فعالیت تقریباً از آن‌­ها مشارکت‌زدایی شده! بعد می­‌گویند وقتی اوضاع در حیطه اقتصادی این ­طور بود، شما یقین بدانید که اوضاع در حیطه سیاسی به مراتب بدتر است.

فرض بفرمایید مثلاً همان­طور که در قانون اساسی ما ذکر شده همه شهروندان بایستی در فرایند رهبری این جامعه در فرایندهای تصمیم‌­گیری، تخصیص منابع و اجرا مشارکت داشته باشند، اگر این پرسش مطرح شود که آیا چنین هست یا نیست، ما در جهت نقطه خلاف آن خیلی ادله روشن­‌تری را می­‌توانیم پیدا کنیم و بتوانیم نشان دهیم. بنا بر این می­‌گویند شما دچار بحران فساد هستید، به دلیل این­که با بحران مشارکت سیاسی و اقتصادی روبه‌­رو هستید.

بعد ماجراهایی پیش خواهد آمد از نظر صورت‌­بندی نظری مسئله راجع به این­که بین این‌­ها، یعنی بین آن بحران در قسمت تولید و بحران در قسمت مشارکت، رابطه و دادوستد وجود دارد یا نه؟ در آن­جا باز هم پاسخ آری است و ورود در بحث­‌هایی که به این حیطه مربوط می­‌شود باز مسئله را بسیار پیچیده‌­تر خواهد کرد. مثلاً فرض بفرمایید جامعه‌شناس‌ها می­‌گویند فساد نشانه­‌ی بی­‌عدالتی و ظلم است، عیناً در این زمینه هم ما می‌­توانیم از خودمان بپرسیم؛ آیا علائمی از نابرابری‌­های ناموجه و شکنندگی‌آور در اقتصاد و جامعه ایران مشاهده می‌­شود یا خیر؟ در آن­جا هم متأسفانه پاسخ به طرز نگران­‌کننده‌­تری نسبت به آن دو مؤلفه قبلی مثبت است.

بنده عرضم را این­طور خلاصه می­‌کنم که وقتی می­‌خواهیم فهم نظری پیدا کنیم، به خاطره نامکشوف بودن و پنهان بودن فساد، آن افقی که به روی ما گشوده می­‌شود این است ­که این را از طریق نشان‌ه­ها ردگیری کنیم، اهمیت نشان‌ه­ها در چیست؟ در این است که اگر ما بخواهیم مسئله فساد را به­ صورت نظام­‌وار حل‌وفصل کنیم، بایستی درباره علت­‌های بنیادی فکر کنیم. متأسفانه به واسطه این­که درک مفهومی بایسته و فهم نظری شایسته در مطالعه فساد و در قاعده‌گذاری‌های مبارزه با فساد در ایران خیلی جدی گرفته نشده، حتی در سطوح بالای تصمیم­‌گیری کشور هم یک برداشت‌­های بسیار سطحی و عامیانه در این زمینه وجود دارد، یعنی فکر م‌ی­کنم که ه رقدر ما شدت خشونت در موارد مشاهده‌ شده و گرفتار شده ارتکاب فساد را بالاتر ببریم، این قضیه بهتر حل‌وفصل می­‌شود؛ بیش از پنجاه سال است که در دانش توسعه این تصور مردود اعلام‌ شده، بحث بر سر این نیست که ما از طریق قوانین و اجرای دقیق نباید هزینه فرصت ارتکاب فساد را بالا ببریم، بحث بر سر این است که اگر ما فکر کنیم مثلاً آن بسترها و زمینه­‌ها را کاری نداشته باشیم و تصورمان این باشد که اگر احیاناً یک موردی ولو به حق به پست­مان خورد با آن­ با حداکثر خشونت برخورد کنیم، این کارکرد عبرت‌­آموزی خواهد داشت، این کاملاً مردود اعلام شده است.

ما در مورد مسئله مبارزه با قاچاق مواد مخدر به شکل عریان شکست این رویکرد را تجربه کردیم، هر چه ­قدر شدت خشونت را بالا بردیم بر گستره و عمق قاچاق و بر گستره و عمق معتادین افزوده شد. بنابراین، ما در تمام این زمینه‌­ها بایستی در گام نخست تکلیف­مان را در ساحت معرفتی روشن کنیم.

متأسفانه یک مطلب عامیانه‌­ای در سطوح بعضاً بالای تصمیم‌­گیری کشور مطرح می‌­شود که می­‌گویند بروید سراغ دانه درشت­‌ها! این هم مردود است، یعنی اگر کل ماجرای مبارزه با فساد منحصر شود در زدن دانه درشت‌­ها، می­‌گویند این به هیچ‌وجه اثر بازدارندگی اجتماعی ندارد. در بهترین حالت اگر برخورد با دانه درشت‌ها با نهایت صداقت و حسن نیت هم صورت گرفته باشد، چون هرکس به ازای آن فرد تنبیه‌ شده ده‌­ها مورد تجربه‌ شده عینی دارد که این­‌ها مرتکب فساد شدند، زندگی ایشان هم متحول شده به کارشان کار ندارد؛ در آن­جا باید ببینیم پشت پرده این­که تحت عنوان مبارزه با فساد که این فرد تنبیه‌ شده چیست، باید دید چه کسی با چه کسی مشکل پیدا کرده که تحت عنوان مبارزه با فساد مشکلاتشان را حل و تسویه حساب می­‌کنند!

غرضم از طرح این مطالب این است که این قضیه را برجسته کنم . برای جمعی که در این حوزه صاحب‌نظر هستند و کار تخصصی ایشان ورود در این مطلب هست ، برجسته کردن این مسئله از آن­ رو است­ که آن مسائل بنیادی اندیشه‌­ای در این ماجرا را به هیچ‌ وجه نباید دست­ کم بگیریم.

بعد از این­که تکلیف­مان با آن­‌ها روشن شد، نوبت به مسئله اجرا می­‌رسد. مسئله حیاتی این است ­که بلوغ اندیشه­‌ای در شناخت کانون‌­های اصلی گسترش‌دهنده و تأمین‌کننده فساد تازه یک شرط زیربنایی لازم را فراهم می­‌کند، یکی از شروط بنیادی کفایت مسئله اجرا است. باز در این­جا آن­قدر ماجراها و پیچیدگی‌­ها وجود دارد که واقعاً جای آن هست ­که مثلاً در قالب کارگاه‌­های آموزشی آدم بیاید راجع ­به جزئیات و تک‌­تک تجربه­‌هایی که در این زمینه وجود دارد بحث کند. توجه کنید، ما مثلاً با جمعی از دوستان یک‌کاری را انجام می­‌دادیم راجع ­به مسئله فساد در تجارت خارجی ایران، (این­جا باز اغتشاش مفهومی هم بیداد می­‌کند) یعنی آن هم‌پوشانی­‌هایی که بین رانت و فساد وجود دارد خودش برای خودش ماجرایی است که بنده از آن صرف­‌نظر می­‌کنم. ما به خاطر این­که محدودیت در دسترسی به اطلاعات داریم به ساده­‌ترین شیوه­‌ها متوسل شدیم که ببینیم در اوضاع و احوال تجارت خارجی در ایران از نظر فساد چه می‌­گذرد. یکی از یافته­‌های بسیار تکان‌دهنده از دل رویکردی به­نام  Group section ما آمدیم داده­‌های تجارت خارجی ایران را با داده‌­های طرف‌­های تجاری ایران با هم­دیگر مقابله کردیم، داده­‌های رسمی را. به ­طور مثال فرض بفرمایید ما با چین مراوده تجاری داریم، چیزهایی به آن­جا صادر و چیزهایی از آن­جا وارد می‌­کنیم، آن­ چیزهایی­ که برای ما صادرات و واردات هست؛ برای چینی‌­ها می­‌شود واردات و صادرات. بعد آمدیم دیدیم داده‌­هایی که مثلاً هر دو کشور به­ طور رسمی منتشر کردند ­آن­ قدر تفاوت­‌های تکان‌دهنده دارد که اصلاً قابل وصف نیست! آمدیم در مورد ایران و امارات این را مقداری جلو­تر بردیم متوجه شدیم در فاصله ۱۳۸۱ تا  ۱۳۹۰ از دل تفاوت داده­‌ها در همین حد ابتدایی آن برآورد ما نشان داد چیزی حدود چهارصد­هزارمیلیارد تومان فساد در این دوره فقط در روابط تجاری ایران و امارات وجود داشته است.

بنابراین ، ماجرای اجرا برای خودش ماجرایی است و ما بعضی از متفکران و نظریه­‌پردازان بزرگ توسعه راداریم که در آن­جا می‌گویند مسئله­‌ی اجرا به دلیل شدت اهمیت و پیچیدگی‌­اش در اکثریت قریب به اتفاق کشورهای در حال‌ توسعه به‌ تنهایی می‌­تواند کل ماجرا توسعه‌نیافتگی را توضیح دهد. به ­طور مثال، یکی از گلوگاه­‌های آن تجارت خارجی است. کسانی بیایند گنجشک وارد کنند و در آن­جا مجبور کنند که نوشته شود بلبل و یا بالعکس، یعنی هم در تعامل­‌های بین‌کشوری این هست و هم این­که در داخل چه­ طور ماجرا سامان پیدا می­‌کند؟ در هر حال، این یک بحث بسیار قابل‌اعتنایی است که خوشبختانه طی دو سه دهه گذشته پیشرفت­‌های نظری خارق‌­العاده در صورت‌بندی طول و عرض مسئله اجرا در این­جا به نمایش گذاشته می­‌شود.

این رویکرد عام به اصطلاح جبهه­‌ی مشترک مبارزه با فساد، بعد از این­که در واقع آن خطوط کلی را از نظر معرفتی تکلیفش را روشن نمود در دنیا می‌­گوید بعد از این­که آن­جا تکلیف روشن شد شما در ساحت اجرا با پنج منشأ با بیش‌ترین فراوانی که نیروی محرکه فساد می­‌شود رو­به‌­رو هستید. این پنج منشأ چه چیزهایی است؟

الف – سیاست‌های اقتصادی نادرست؛ می­‌گویند هیچ عنصری قدرت توضیح‌­دهندگی­‌اش در عرصه اجرا به‌اندازه سیاست­‌های اقتصادی نادرست نیست. واقعاً چون نظام آموزشی و پژوهش ما­ یک نظام آموزش و پژوهش مسئله‌محور نیست و به مسائل و نیازهای جامعه اعتنای بایسته ندارد، ما در این زمینه هزینه­‌های بزرگ می­‌پردازیم اما قادر نیستیم که به یک درک مشترک برسیم. شما همه شنیده­‌اید که آن­‌ها که در ایران پدیده شوک درمانی را به عنوان راه نجات اقتصاد ایران توصیه می­‌کنند. یکی از مهم‌ترین توجیهات‌شان این است که می­‌گویند شوک‌درمانی نیروی محرکه مبارزه با قاچاق و نیروی محرکه مبارزه با فساد است، در حالی­ که تجربه­‌های در ایران وجود دارد (البته در تمام دنیا این تجربیات وجود دارد) دوست دانشمند و بسیار عزیز بنده جناب آقای علی عرب­‌مازار یزدی رساله دکتری خودشان را در این زمینه گذراندند که نتیجه کارشان در قالب کتابی به­نام “اقتصاد سیاه” منتشر شده، در آن­جا با جزئیات این مطالب را توضیح داده‌اند. ما در تجربیات ایران هم در این زمینه واقعاً نمونه‌­های بسیار شگفتی داریم. بنده یکی از این تجربیات را که بیخ گوش خودمان اتفاق افتاده خدمتتان عرض می­‌کنم؛ در دی ­ماه سال ۱۳۸۹ یک شوک بزرگ به قیمت­ حامل­‌های انرژی وارد شد و یکی از ارکان توجیه‌کننده هم این بود که می­‌گفتند ما این­جوری فساد و ناکارآمدی را از بین خواهیم برد! یکی از پدیده‌­هایی که در اثر آن قضیه اتفاق افتاد این بود که بالاترین رشد قیمت در آن تجربه اثبات کرد به قیمت گاز، قیمت گاز را یازده برابر کردند! شما همین را از دریچه روزنامه­‌هایی که در­آن دوره در سال ۱۳۹۰ منتشر شد دنبال بکنید، ما خودمان این ­کار را کردیم، ببینید چه پارادوکسی شکل‌گرفته! در سال ۱۳۹۰ در حالی­ که قیمت یازده برابر شده، اندازی تولید گاز هم افزایش پیدا کرده، درآمد شرکت ملی گاز ایران سقوط کرده! قیمت یازده برابر شده، تولید هم افزایش پیدا کرده، اما درآمد شرکت گاز کاهش پیدا کرده! کار به جایی رسید که در نیمه دوم سال ۱۳۹۰ مدیر وقت شرکت ملی گاز یک فراخوان ملی داد و گفت هرکس گازدزدها را به ما معرفی کند به او جایزه تعلق خواهد گرفت، یعنی مطلبی که در تاریخ ایران هیچ سابقه­‌ای نداشت؛ پدیده گازدزدی است ­که تبدیل به یک پدیده بسیار بزرگ و شایع شد. این یک نمونه دم دستی بود که صدها مثال در این زمینه می­‌شود زد که سیاست‌­های اقتصادی نادرست در ایران بزرگ‌ترین یاور گسترش و تأمین فساد مالی در کشور بوده و این مسئله در سی ­ساله گذشته ابعاد بی‌­سابقه‌­ای به لحاظ تاریخی در تاریخ اقتصادی معاصر ایران پیدا کرده است.   

غیر از سیاست­‌های اقتصادی نادرست، عنصر بعدی بحران شایسته‌گزینی است، بحران شایسته‌گزینی! حالا این چه ­قدر ماجرا دارد که ما خودی‌هایمان چه کسانی هستند و غیرخودی‌هایمان چه کسانی! منطق­‌های گزینش­مان چیست؟ و داریم خودمان با دست خودمان از این طریق چه می­‌کنیم، خودش واقعاً یک ماجرای بسیار قابل‌اعتناست.

شاید برای شما جالب باشد که شاهنامه فردوسی که در واقع روایتی است از فراز و فرودهای جامعه ایران که از پیشاتاریخ تا قرن هفتم را روایت کرده، در یکی از مراحل این‌که ما مطیع پرور، کوتوله‌پرور و سفله‌پرور هستیم در انتخاب و گزینش همکاران را می‌گوید این یکی از عناصر کلیدی تاریخی است در توضیح انحطاط جامعه ایران، خدمتتان عرض کردم یکی از مسائل حیاتی ما ظلم، بی‌عدالتی و نابرابری است. فردوسی می­‌فرماید: ماجرای سقوط و انحطاط در ایران چند منشأ عمده دارد: سر تخت شاهان بپیچد سه کار، نخستین زِبیدادگر شهریار؛ یعنی وقتی ­که پادشاه به سمتِ ظلم و بی­‌عدالتی می­‌رود، بعد می‌­فرماید: دگر آن­که بی‌مایه را برکشد، به مرد هنرمند برتر کشد؛ عنصر سوم هم این است ­که شاه و حکومتش آزِ گنج آورد؛ یعنی بیفتند دنبال کاسبی شخصی، یعنی طرف مسئولیت عمومی به عهده بگیرد با هدف حداکثر نمودن نفع شخصی. این روایت حکیم طوس است.

بنابراین، در حال حاضر تمام مطالعاتی که در حیطه اجرا می­‌گویند آن عنصر بعد از سیاست­‌های اقتصادی نادرست که بیش‌ترین قدرت توضیح‌­دهنده­گی را دارد؛ تمرکزشان روی بحران شایسته‌گزینی است.

عنصر سوم، نظام ناکارآمد نظارتی است، که این هم برای خودش ماجراها دارد؛ شما همگی استاد هستید – در ایران هیچ نظامِ دخل‌وخرجی به‌اندازه بودجه عمومی درکشورمان ثبت ­و ضبط دقیق چندلایه و نظام‌­های نظارتی چندلایه ندارد. ما بیست‌­وهشت دستگاه ناظر برای بودجه عمومی داریم، در دوره آقای احمدی‌نژاد دیوان محاسبات گزارش­‌های سالانه تفریغ بودجه را منتشر می­‌کرد و بنده خودم بررسی نمودم، مشاهده کردم در مجموعه ایشان به ­طور متوسط در هر سال فقط دوهزاروپانصد مورد خلافِ بودجه­‌ای مرتکب شدند! بعد آمدم تعداد روزهای کاری را در ایران اندازه‌گیری نمودم و دیدم به ازای هر یک روز به­ طور متوسط بیش از ده خلاف فقط از کانال بودجه که بیست‌­وهشت نهاد نظارتی دارد انجام‌ شده! بنابراین ماجرا این است. شاید برای شما جالب باشد؛ سال ۱۳۳۸  برای طراحی برنامه سوم قبل از انقلاب از هاروارد مشاورانی را دعوت کردند که به ما آموزش بدهند، این­‌ها بعداً که رفتند نتایج مشاهداتشان در ایران را تبدیل به کتاب کردند. کتابی که در سال ۱۳۳۸ نوشته‌ شده، انگار در مورد همین امروز صبح صحبت می­‌کند! می­‌گوید پدیده‌­ای که ما در ایران با آن برخورد کردیم این است ­که به ازا هر دستگاه جدیدی که برای ایجاد هماهنگی در ایران ایجاد می­‌شد ما با بحرانِ شدت یافته ناهماهنگی‌­ها روبه‌­رو می­‌شدیم! شما ببینید که چه ­قدر بحث در این ماجرا وجود دارد که ما داریم با خودمان چه­ کار می­‌کنیم. 

خلاصه ماجرا این‌که، این مسائل با همه پیچیدگی­‌هایی که دارد مجموعاً در تسخیر علم قرار دارد، یعنی اگر ما بخواهیم به روش علمی طول و عرض مسئله را بشناسیم، خواهیم توانست این کار را انجام دهیم، نتیجه کارهایی که ما در این زمینه انجام دادیم (فقط از زاویه کاری خودمان – اقتصاد ) دیدیم چهار پنج کانال مشخص وجود دارد که اگر شفاف­سازی و نظارت کارآمد در این چهار – پنج حیطه اتفاق بیفتد، برآورد ما این ­است­ که آن ایده مرکزی که همه به اصطلاح اندیشه­‌ورزان در مبارزه با فساد که می‌گویند باید اصل بر پیش­گیری باشد تا درمان؛ بیش از دو سوم زمینه­‌های بروز فسادهای بزرگ در ایران مسدود خواهد شد. یکی از نمونه­‌ها این است که می­‌گویند فرایندهای تخصیص دلارهای نفتی را بیایید شفاف و نظارت‌پذیر کنید، در تاریخ اقتصاد نفتی ایران فقط در دوره جنگ تحمیلی چنین اتفاقی افتاد، یعنی در آن زمان آقای نخست‌وزیر داوطلبانه نامه نوشتند به رئیس وقت مجلس و اعلام کردند برداشت ما این است­ که کنترل و نظارت­‌های مجلس بر تخصیص‌­های دلاری اگر بیش از اهمیت تخصیص­‌های ریالی نباشد؛ کم‌تر از آن نیست، و تقاضا کردند مجلس در مورد این­که چه میزان ارز به چه چیزی اختصاص پیدا بکند تصمیم بگیرد. ما این را آمدیم صورت‌­بندی نظری کردیم و نشان دادیم که تنها همین اقدام بیش از پنجاه درصد فسادهایی که به ­طور سنتی در نظام اداری ایران وجود داشته را مهار کرده. این مطلب ماجراها دارد و پندآموزی‌های بسیار.

بنده عرض می­‌کنم اگر سازوکارهای تصمیم‌گیری و تخصیص منابع درباره ارز، درباره اعتبارات ریالی، درباره گمرکات و درباره مناقصه‌­های دولتی هنجار بشود؛ بیش از دو سوم زمینه‌­های بروز فساد مالی را در ایران می­‌شود تحت کنترل در­آورد.

عنصر دیگر چارچوب­‌های حقوقی ضعیف است ، ما بنیه اندیشه‌­ای قاعده‌گذاری که در کشورمان داریم به طرز فاجعه‌آمیزی ضعیف است و این ماجراها دارد، ما یک کاری کردیم که انتشار عمومی هم پیدا کرد، در مورد سهام عدالت مطالعه کردیم، در طراحی اولیه سهام عدالت یعنی در مصوبه اول دولت آقای احمدی‌نژاد تصویب‌ شده بود که به هفتاد میلیون ایرانی نفری دو میلیون تومان سهام عدالت داده شود! این یعنی یکصدوچهل هزار میلیارد تومان جا­به‌­جایی در دارایی‌ها! در دانشکده ما یک میزگردی گذاشتیم و از این‌ها دعوت کردیم که نیامدند؛ بنده آن­جا در مقام رجزخوانی گفتم برای یک تصمیم‌گیری صدوچهل‌­هزار میلیارد تومانی ­که به قیمت دلار بازار سیاه آن روز بیش از صدوپنجاه میلیارد دلار می­‌شد، عرض کردم سه صفحه گزارش پشتیبان کارشناسی رو کنید! و بنده اطلاع داشتم که این مطلب وجود ندارد! یعنی راجع به صدوپنجاه میلیارد دلار دارایی‌های بین نسلی کشور می­شود تصمیم گرفت، بدون­ این­که در این حدی که عرض کردم پشتوانه کارشناسی برایش وجود نداشته باشد! فاجعه در این حیطه وجود دارد.

عنصر پنجم هم کمبود آزادی­‌های مدنی است، در حیطه کاری شما (سمن‌­های مبارزه با فساد) می­‌گویند اجازه دهید سوت بزنند اگر موارد فساد را مشاهده کردند، در حال حاضر هر کس در این مملکت می‌­خواهد این‌کاره را بکند بایستی جانش را کف دستش بگیرد، در این زمینه مطبوعات و نقش کلیدی رسانه‌­های مستقلِ آزاد بحث­‌های بسیار خارق‌­العاده­‌ای وجود دارد که واقعاً جذاب و آموختنی است، بنده افتخار می‌­کنم که در جمعی حضور دارم که وجهه همت ایشان مبارزه با یکی از منحوس­‌ترین موانع توسعه در ایران است؛ برای همه عزیزان آرزوی سلامت و توفیق دارم.

این سخنرانی در روز همایش بزرگداشت امیرکبیر ایراد شده است که توسط مرکز ارتقای سلامت اداری پیاده و به منظور درج در سایت از سخنران کسب اجازه شده است. استفاده از این متن صرفاً با درج منبع امکان‌پذیر است.

برچسب ها